تبلیغات
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران - مطالب امام علی(ع)
 
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
به فرق نازنینش کی اثر می کرد شمشیر / یقینا ابن ملجم وقت ضربت یا علی گفت . . .

با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم.
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران


نوع مطلب : امام علی(ع)، 
برچسب ها : شهادت مولای متقیان امام علی علیه السلام تسلیت باد، هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران،
لینک های مرتبط :
امام علی (ع)

سال 40 هجری قمری: ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد كوفه

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع)، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.

هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. (نگاه كنید: بیستم شعبان سال 40 هجری قمری) 

وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی "قطام بنت علقمه" تحریك و تحریث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) شدند.(1) هم چنین قطام، شخصی به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.(2)

روایت شده، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت.

أشعث بن قیس كندی كه از ناراضیان سپاه امام علی(ع) و از دو چهرگان و منافقان واقعی آن دوران بود، آنان را راهنمایی، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود.(3)

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.(4)

به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم كوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را كه به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد كرد.

هنگامی كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیكن شمشیرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: "لله الحكم یا علی، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.(5)

حضرت علی(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛ سوگند به خدای كعبه، رستگار شدم.(6)

نمازگزاران مسجد كوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند.

حضرت علی(ع)، در حالی كه خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛(7) این همان وعده ای است كه خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند.

حضرت علی(ع) كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.

روایت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت: تهدمت و الله اركان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛(8) سوگند به خدا كه اركان هدایت درهم شكست و ستاره های دانش نبوت تاریك و نشانه های پرهیزكاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، ] یعنی ابن ملجم مرادی [ به شهادت رسانید.

بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.


پی نوشت ها:

1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 20؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله (البری)، ص 112

2- وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 41؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص 184

3- الارشاد، ص 21؛ وقایع الایام، ص 41؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1، ص 171

4- منتهی الآمال، ج1، ص 172

5- الارشاد، ص 23؛ منتهی الآمال، ج1، ص 172؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله، ص 113؛ وقایع الایام، ص 41

6- منتهی الآمال، ج1، ص 174

7- همان

8- همان 



نوع مطلب : امام علی(ع)، 
برچسب ها : ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد كوفه، 1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 20؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله (البری)، ص 112 2- وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 41؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص 184 3- الارشاد، ص 21؛ وقایع الایام، ص 41؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1، ص 171 4- منتهی الآمال، ص 172 5- الارشاد، ص 23؛ منتهی الآمال، ص 172؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله، ص 113؛ وقایع الایام، ص 41 6- منتهی الآمال، ص 174 7- همان 8- همان،
لینک های مرتبط :

گروهى از مورخین برآنند كه امیرالمؤ منین علیه السلام با ام البنین سلام الله علیه ، دختر حزام عامریه ، بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه ازدواج نمود. دسته اى دیگر مى گونید كه این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده است . اما در هر حال ، مسلم است كه این ازدواج بعد از صدیقه كبرى سلام الله علیه صورت گرفته است ، زیرا تا فاطمه سلام الله علیه زنده بود خداوند ازدواج با زنان را بر امیرالمؤ منین علیه السلام حرام نموده بود.
ام البنین داراى چهار پسر به نامهاى عباس ، عبدالله جعفر، و عثمان گردید كه سرور همه آنان حضرت عباس علیه السلام مى باشد. این بانوى بزرگوار، بعد از امیر المؤ منین على علیه السلام مدتى طولانى زنده بد و با كسى نیز ازدواج نكرد؛ همچنانكه امامه و اسماء بنت عمیس و لیلى نهشیله چنین نمودند و این چهار زن آزاده ، كمال وفادارى را در حق شوى و سرورشان امیر المؤ منین على علیه السلام انجام دادندحتى یك بار مغیرة ین نوفل و یك بار نیز ابو هیاج بن سفیان از امامه خواستگارى كردند، اما او امتناع ورزید و حدیثى از على علیه السلام نقل كرد كه همسران پیامبر و جانشینش بعد از مرگ ایشان نباید به همسرى كسى درآیند، بر پایه این سفارش ، زنان وارسته مزبور، تن به ازدواج با كسى ندادند.
در باب عظمت مقام و علو معرفت حضرت ام البنین سلام الله علیه به مقام و موقعیت اهل بیت علیه السلام همین بس نوشته اند: چون ازدواج امیرالمؤ منان علیه السلام در آمد، امام حسن و امام حسین علیه السلام بیمار بودند، و او بسان مادرى دلسوز و پرستارى مهربان به مراقبت و دلنوازى از آنان پرداخت ؛ و چنین امرى از همسر سرور اهل ایمان ، كه از انوار معارف حضرتش بهره ها گرفته ، در بوستان علوى تربیت یافته و به آداب و اخلاق مولاى متقیان علیه السلام مؤ دب متخلق شده ، شگفت نیست .

چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام جلد اول
مؤ لف : على ربانى خلخالى





نوع مطلب : امام علی(ع)، حضرت فاطمه زهرا(س)، 
برچسب ها : حضرت ام البنین و حضرت معصومه، متفرقه،
لینک های مرتبط :

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد مخصوص خدایی است که یزدان من است

رب من ، خالق من ، رازق و رحمان من است

آن خدایی که ز بس نعمت و لطف و کَرَمش

منتش بر رگ و بر ریشه و شریان من است

بهترین نعمت او موهبت مهر علی است

به خدا دوستی اش مایه ی ایمان من است

من که یک حلقه ام از سلسله ی یارانش

جذبه ی طلعت او سلسله جنبان من است

مکه بالد که علی بت شکن شهر من است

کعبه نازد که علی علت بنیان من است

می کند نام علی زمزمه زمزم یعنی

جاری از خاک رهش چشمه ی جوشان من است

عرفات از جگر آواز دهد کِی حجاج

شعله ی عشق علی مشعل عرفان من است

آفرینش همه را در عظمتهای علی است

سخنی رفت که در طرح سخندان من است

آفتاب از افق مکه سرآورده و گفت

ذره ای از رخ او چهره ی تابان من است

آسمان گفت مرا شوق زمین بوسی اوست

کهکشان گفت علی شمع شبستان من است

ماه در خیمه ی شب پرده ی سیمین زد و گفت

تازه از عطر مناجات علی جان من است

آب گفتا که علی شد سبب خلقت من

باد گفتا که علی سلسله جنبان من است

کوه گفتا که بُوَد جای علی قله ی من

باغ گفتا که علی لاله و ریحان من است

لوح گفتا که منم صفحه ای از منقبتش

عرش گفتا که علی دایره گردان من است

گفت جبریل که علی مرشد من بوده و هست

گفت میکال که استاد سخندان من است

انبیاء نیز گواهی به مقامش دادند

بس روایت که در این مرحله برهان من است

آدم از توبه پذیرفتن خود گفته و گفت

نام اعلای علی باعث غفران من است

گفت یعقوب که صد یوسف من قربانش

گفت ایوب کزو چاره ی درمان من است

گفت یوسف که بُوَد حُسن من از اوخبری

بی تولای علی مصر چو زندان من است

بت شکن مظهر توحید خلیل اله گفت

راز توحید من آن قبله ی ایمان من است

نوح با کشتی طوفان زده لنگر زد و گفت

حُکم او باعث آرامش طوفان من است

از علی گفت سلیمان سخن اینسان با مور

من سلیمان تو، او نیز سلیمان من است

گفت موسی ید بیضای من از فیض علی است

جلوه ی اوست که ظاهر به گریبان من است

گفت عیسی دم من از دم او بود و کنون

تا رسد مهدی او نیز نگهبان من است

حمد حق کرده و فرمود محمد(ص) که علی

حامی و همنفس ظاهر و پنهان من است

همسرش فاطمه در باره ی او فرمودست

که امام من و مولای من و جان من است

او هم اندر صفت فاطمه اش می گوید

جان عالم منم و فاطمه جانان من است

ناگه از مصدر اجلال ندایی برخاست

کین علی زین عظمت بنده ی فرمان من است

من از او هستم و او از من و احمد (ص) از ما

در کف این دو بُوَد هرچه که از آن من است

روز میلاد تو من روی بسویت کردم

با سرودی که ز سوز دل سوزان من است

باز خواهم که شبی در حَرَمت صبح کنم

این امید دلم از خالق سبحان من است

تا« موید» ز جگر نالد و گوید آنجا

که علی دین من و عشق من و جان من است

هدیه به پیشگاه تمامی دوستان مولا امیرالمؤمنین از ازل تا به ابد «صلوات»



نوع مطلب : امام علی(ع)، 
برچسب ها : اشعاری زیبا از (موید ) در منقبت مولود کعبه حضرت امیرالمومنین ع،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1391

پیراهن سیاه تو دارم به تن حسین       روحی دمیده در تنم این پیرهن حسین

با اشك و روضه شیر به من داده مادرم      تربت گذاشته پدرم در دهن حسین

قلبی شكسته دیده تر سینه ای كبود      دارم نشان عشق تو را در بدن حسین

وقتی كنار  جسم  كفن پوشم آمدید     گریه كنید و ندبه كه ای بی كفن حسین

خورده گره به نام شما انتظار ما           عجل علی ظهورك یابن الحسن حسین

از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است   پس حك كنید بر لحدم عشق من حسین

 ---------------------------------------------------------------------

در دل دشتی خشك    در بیابانی گرم    زیر تیغ خورشید    دورتر از لب آب    تب پر آب فراتی بی تاب  پیش چشمانی مات      اهل بیتی جمعند    مثل پروانه به گرد شمعند

   آنطرف در تب نخلستانها     مردمی پنهانند     مثل نخلستانند      همگی می بینند    همه از دور تماشاگر آن بزم و در اندیشه خدایا    دل آن پهنه چه راز است      مگر دشت حجاز است   مگر كعبه در آنجاست   كه آن قوم همه حلقه زنان محو جلال و جبروتش شده  حیران شكوه ملكوتش   چه در آن حلقه مگر هست خدایا

این طرف در این سو   آسمانیهایند    اخترانی از نور   جلوه هایی پر شور   همه آری جمعند    مثل پروانه به گرد شمعند       و همه منتظرند      كعبه هم آمده تا روزی خود راببرد 

آسمان اینجا خاك   كهكشان اینجا گرد و بهشت اینجا گم  همه آری جمعند  در طواف حرم آل الله   در سراپرده شاه   محمل آینه ی ثارالله  گر چه فرمود رسیدیم ولی  تا نیاید بانو   نزند پرده محمل بالا

نگذارد قدمش را برخاك آمدن بی معناست     ماندن اینجا رویاست

خیمه بر پا نشود   خود ارباب نماند حتی

 گرد بانو تا عرش   هاله ای از نور است   جز محارم همه دیده عالم كور است   آرزوی همه این است تبرك ببرند   آرزوی همه این است ركابش گیرند

با خودش قاسم گفت كاش می شد كه عنانش گیرم  كاش می شد پا بنهد پا به سر شانه من

پیش خود عبدالله  كاش روزی من هم دامن پرده محمل گیرم   و علی اكبر هم گرچه در دست عنان را دارد   گرچه از میر نشان را دارد  آرزو داشت كه یك روز ركابش گردد  لیك اینها همه می دانستند

تا عمو هست كسی پرده نگیرد    تا قدم عمه سادات نهد روی زمین

تا عمو هست كسی اذن ندارد كه ركابش گیرد  سر به پایین آورد  با ادب گفت كه رخصت دارم سیدی سیدتی

آنچنان بر جگر خاك علم را كوبید   موج برخواست ز دریا و زمین را لرزاند  باز هم مثل علی طوفان كرد       غیر سادات عوالم همگی كور شدند

زانویش خم شد و خاتون  دو عالم به زمین پا نهاد

آه از سینه زینب برخواست    بوسه ای زد به تلاقی دو ابروی علمدار خودش

و علمدار پر چادر زینب بوسید 

چند روزی كه گذشت   شعله مهمانش شد    عاقبت شام غریبانش شد

همه جا تیره و تار   دود اطراف حرم می پیچید     خیمه ها در آتش     چادرش خاك آلود    معجرش خونین بود    دلش از غمها پر   همه را كرد سوار  و  همه جا نامحرم    چشمها می نگرند     ناقه اش عریان است    طرفی بر سر راسی دعواست   نه علمدار نه اكبر نه برادر آنجاست كه ركابش گیرند

باد می سوزد و از دور و برش می گذرد    چشمهای جبریل پای او می گریند   ناقه اش عریان است  غیرت الله تنش می لرزد     همه جا می لرزد     علقمه قربانگاه     تا نبیند چشمی خواهرش را اینبار   تا حواس همه جای دگری پرت شود     تا كه بانو به سر ناقه رود   سر عباس ز نیزه افتاد

گر چه او را بستند    سر ارباب ز نیزه افتاد    سر اكبر  قاسم  سر عبداللهش    سر طفلان خودش

نیزه داران مبهوت  سر شش ماهه ارباب افتاد

--------------------------------------------------------------------------------

رسیده از دل كویر    شمیم كاروانی  از گل محمدی      نسیم گرم نینوا شده پر  از    طنین وحی ایزدی 

حسین جان به وعده گاه عشق ما      خوش آمدی       به كربلا خوش آمدی

خوش آمدی   خدای تو نشسته در برابر نگاه تو         و چشم قدسیان همه به راه تو

قرارمان میان قتلگاه تو حسین جان خوش آمدی

خود منم انیس كاروان اشك و آه تو                خود منم پناه دختران بی پناه تو

  خود منم بهای خون طفل بی گناه تو

قرارمان  میان خیمه ای  كه در میان عرش ما زدی   حسین جان

به وعده گاه عشق ما خوش آمدی   به كربلا خوش آمدی

-------------------------------------------------------------------

قافله غم  قدم به قدم می آد با زمزمه   سایه سرم امیر علم می آد تا علقمه

زمین و آسمونا نوحه و همهمه است    كیه كه داره سینه می زنه فاطمه است

آقا بذار بیام كربلات    سرم و بذارم زیر پات    چی میشه ببندم شالم و    به جای طناب خیمه هات

 

فرش قدم رقیه شده پر روح الامین   شال علوی به دور سر یل ام البنین

    دل  مسافرا میون تاب و تبه                      اشكای بی صدا رو گونه ی زینبه

آقا بذار كبوتر بشم         كه سایه روی اصغر بشم     یاكه تو ركابت باشم و سپر علی اكبر بشم

آقا بذار بیام كربلات    سرم و بذارم زیر پات    چی میشه ببندم شالم و    به جای طناب خیمه هات

 

ساقی حرم می دونه كه این سراب خار و خسه     می دونه چرا براعلی رباب دلواپسه

شده محاصره شریعه با نیزه ها     دلواپسه كه دوره از فرات خیمه ها

آقا میخوام بمیرم برات   برا دل تنگ بچه هات   حالا كه رسیدی كربلا   بگو بیان همه نوكرات

آقا بذار بیام كربلات    سرم و بذارم زیر پات    چی میشه ببندم شالم و    به جای طناب خیمه هات

 --------------------------------------------------------------

ای ساربان آهسته ران  دارد   توانم می رود                   در این زمین پر بلا  از غم عنانم می رود

از خاك اینجا بوی هجران و جدایی می رسد                 گویا همین جا از تن رنجیده جانم می رود

اینجا لب خشكیده را با تیر آبش می دهند                   گفتم عطش سوز م چو آتش برزبان می رود

اینجا مقام دیدن ذبح ذبیح اعظم است                              كز داغ او شادی زكل دودمانم می رود

اینجا من و تاریكی و غربت به هم محرم شویم                     باید ببینم روی نی  ماه زمانم می رود

دوران یا بنت امیرالمؤمنین بودن گذشت                            وقت اسیری آمد و نام و نشانم می رود

زین پس به روی ناقه ی بی پرده می خوانم نماز                بعد از علی اكبر دگر وقت اذانم می رود

من خود به چشم خویشتن باید ببینم بی كفن            روی سرم رأست به نی چون سایه بان می رود

ای ساربان آهسته ران  دارد توانم می رود    

--------------------------------------------------

مو كه افسرده حالم چون ننالم    شكسته پر و بالم چون ننالم

همه گویند زینب ناله كم كن     تو آیی در خیالم چون ننالم

----------------------------------------------

عمه ی سادات   عمه ی سادات  عمه ی سادات

می رسه از راه كاروانی از دل صحرا            شد مهیای میهمانی حاصل زهرا

یك علم در دست سقاست   سایه بونش دست زهاست  غنچه های گل یاس

چشمای زینب به چشمای برادر   نوحه ی خواهر شده كجایی مادر

عمه ی سادات   عمه ی سادات  عمه ی سادات

بین محملها شور ذكره علی اومد  كاروان سمت وعده گاه ازلی اومد  

خیمه گاه سبز ارباب   شد به پا به دست اصحاب     كربلا در تب و تاب

تو فكر فردای این ده روزه زینب   دلش گرفته داره می سوزه زینب

عمه ی سادات   عمه ی سادات  عمه ی سادات

 كربلا گشته لاله زاری از بنی هاشم    می كنه هردم بی قراری مادر قاسم

لاله ها نسترن آوردن   همه همراه كفن آوردن      به خدا دل سپردن

همه می بینن كه زینب می ره از حال      وقتی می افته نگاش به سمت گودال

لینک دانلود صوتی شب سوم




نوع مطلب : امام علی(ع)، 
برچسب ها : اشعار مرثیه و نوحه خوانی،
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
http://s3.picofile.com/file/7638403866/%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7.png