تبلیغات
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران - اوخشامالار و آغلاشمالار
 
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 15 آبان 1391
اوخشامالار و آغلاشمالار
 اوْخشاما(1)

ادبیات مرثیه ای ترکی دارای سابقه تاریخی و وسعت و گسترش فراوان آن چنان در بین ترکان اهمیت یافته است که جز لاینفک زندگی آنان گشته است و به جرات می توان گفت که این شاخه از ادبیات مکتوب تنها شاخه‌ای است که می توان نام ادبیات کاربردی و عام برای آن به کار برد. ادبیاتی که همه مردم ترک در سال حداقل 20 روزی به طور مستقیم با آن سروکار دارند و خیلی ها ابیاتی از آن را حفظ هستند. اما این شاخه مکتوب ادبیات ترکی نیز ریشه ای در ادبیات شفاهی مردم دارد که بهترین دلیل برای این امر "اوْخشاما" می باشد. در این مجال سعی خواهیم کرد نگاهی به اوْخشاماها داشته باشیم.

 

 

اوْخشاما به زبان آوردن خصوصیات خوب اخلاقی و رفتاری شخص درگذشته بر سر مزارش است [البته در مجلس عزاداری نیز بیان می شود] که با سبک و شیوه خاصی گفته می‌شود. اوْخشاما آن‌قدر جانسوز است که هرکس معنی آن را هم نفهمد به خاطر لحن خواندن اوخشاما تحت تأثیر قرار می‌گیرد.اوْخشاما فقط در قالب بایاتی که یک قالب خاص در شعر ترکی است گفته می‌شود. بایاتی قدیمی‌ترین قالب شعر ترکی است. در حال حاضر بایاتی‌های زیادی وجود دارد که شاعر هیچ‌کدام از آن‌ها مشخص نیست. بایاتی چهار مصرع دارد. هر مصرع هفت هجایی به دو قسمت 3 و 4 هجایی تقسیم می‌شود که در هر قسمت باید یک کلمه یا جمله کامل بیاید*

اوْخشاماها را شاید بتوان همان آغێ‌های ترکی باستان دانست همان ها که در مرگ بزرگان و امیران و شاهزادگان ترک سروده می شد و نمونه‌هایی از آندر مرگ الب ارتنکا یعنی افراسیاب شاهنامه سروده شده است (کاشغری 1985ـ1986 ج 3 ص 149 368 د.ا.ترک ج 4 ص 192 کوپریلی ص 47 بانارلی ج 1 ص 14). بندهایی از این مرثیه در دیوان لغات الترک (ج 1 ص 41 همو 1375ش ذیل «الب») نقل شده است:

آلـپ ارتــونقـا اؤلــدو مــی

ایس‌سیز آجی کالدی می

اؤزلک اؤجـون آلــدی می

ایمــدی یـۆرک ییـرتیـلیــر

(آیا آلپ ارتونقا کشته شد؟

آیا فقط تلخی و ناکامی باقی ماند؟

آیا توانست انتقامش را بگیرد؟

حالا دیگر پاره پاره می‌شود)

حالا شعر فوق را با نمونه زیر که الان رواج دارد مقایسه کنید:

آغــلایان باشــدان آغــلار

کیپریکدن، قاشدان آغـلار

قارداشــی اؤلـه‌ن باجـی

دورار اوْبـاشــدان آغـــلار

(گریه کننده یکسره می‌گرید

او با مژه‌ها و ابروانش می‌گرید

خواهری که برادرش مرده است

وقت سحر برمی‌خیزد و گریه می‌کند)

اوْخشاماها نیز در محتوای خود دارای مضامین مختلفی می باشند از وصف سمبولیک گرفته تا اسم بردن واضح و بیان خوبی شخص مورد نظر که به نظر من هر چه به وصف فردی نزدیک می شویم اصطلاح اوْخشاتما مناسب‌تر است.

اوْخشاماها در مجالس زنانه توسط زنی که آغلاشما را هدایت می کند بیان می‌شود و در مجالسی که نوحه‌خوان هست توسط وی بیان می‌شود در بیان و اجرای اوْخشاما ایفای همراه با سوز و گداز اوْخشاما که جز ذات آن است اهمیت فراوانی دارد و به همین خاطر هر کسی نمی تواند آنرا درست ادا کند. و درست به همین دلیل است که در بین مداحان بزرگ فقط چند نفری قادر به خواندن اوْخشاما می باشند.

در خواندن اوْخشاما به دلیل اینکه اکثر مردم با شعر و محتوای آن آشنا هستند همخوانی نیز صورت می گیرد و به عبارتی نوعی "آغلاشما" هم هست.

در آغلاشما هنگامی که زنان (بالاخص مادر و خواهران متوفی) برای فرد خاصی (معمولا" عزیزان و نزدیکان عزیز از دست رفته) گریه و شیون می کنندو در رثای او می سرایند و مجلس ترحیم را پرسوز و گداز می کند علاوه براوْخشاماهای مرسوم نوعی متن (نثر) نیز استفاده می کنند که بیشتر با کلمه لای-لای شروع می شود و دارای الفاظ و تعابیر بسیار پرسوز و گداز است ولی مثل اوْخشاما دارای وزن و فرم خاصی نیستند. و این نوع زمزمه کردن را در منطقه ما "آغلاشما" (همان اوْخشاتما که بیان شد) می‌گویند. (اوْ قادێن بالاسێنا آغلاشما دئییر آغلایێر) و این زمزمه در مجلس زنان معمولا" بین زنان به نوبت (مخصوصا" پیرزنان) تکرار می شود. و اهم گفته‌ها را می توان در عبارات زیر بیان کرد: با گفتن لای-لای و اسم بردن از متوفی (اگر با فرد نسبت داشته باشد از کلمه نسبت فامیلی استفاده می شود) شروع و با بر شمردن چند خصوصیت و ابراز دلسوزی از مرگ وی تمام می‌شود.  و البته همان طور که گفتم این را نیز باید نوعی اوْخشاما به حساب آورد. (خانمی کهاوْخشاتما را تمام کرد به یکی دیگر می گویند: سن اوْخشا، و همانطور که گفتیم مخصوص مجلس زنان است، ولی گاها" در مجالس عزاداری نیز توسط مداحی با همراهی جمع بصورت تیکه های کوچکی اجرا می شود) برای مثال متن زیر در رثای فرزند توسط مادر داغداری بیان می شود:

«یاندێم یاناسان ، اۇجا بوْی بالامێ دوْیۇنجا گؤرمه‌دیم ، آنان اؤلسۆن ، کاش قایێدێب من یئریوه اؤله‌یدیم ، یارالێیام بالام هئی و ...»

و یا قطعه زیر داغ دل مادری را در از دست دادن نوزاد عزیزش بیان می کند:

«بئشیگین مرمر باشێ                  یاندێ اۆره‌گیم باشێ»

البته بعضی از این اوْخشاتماها به علت طبع شعری گوینده‌اش دارای وزن خاصی بوده و ماندگار گردیده است. که برای نمونه اوْخشاتماهای دختر علی اکبر سلطان (از قارا پاپاق های استر آباد)، بنام تئللی خانم که در مرگ پدرش در مجلس سوگواری بالبداهه سروده است (مئهران بهاری)

هراتین قالاسێندا
لشکرین آراسێندا
سلطان ده‌ده‌م جنگ ایله‌ر
قان آخار یاراسێندا.

الینده قمچی گئزه‌ن
دیزینه‌جک چکمه چئکه‌ن
استر آباد حربینده
ایگیتله‌ر یئره توکه‌ن

و نیز این ترجیع بند:

دیزینه‌جک چکمه‌لی
دیرسه‌گه‌جک دۆگمه‌لی
اَینێ ماهۇت گئیمه‌لی

آغام ده‌ده‌م خان ده‌ده‌م
مئیداندا سلطان ده‌ده‌م.

یئتیمله‌رین اؤرتۆسی
اۆزۆ قوْنداق اؤپۆسی
درین سۇلار کؤرپۆسی

آغام ده‌ده‌م خان ده‌ده‌م
مئیداندا سلطان ده‌ده‌م.

ائوده محبت‌لی آتام
دروازه کۆره‌کلی آتام
قۇرقوشوم بیلک‌لی آتام

آغام ده‌ده‌م خان ده‌ده‌م
مئیداندا سلطان ده‌ده‌م.

ماهوتین (ماهوتویون) ساخلارام.
بَئسله‌ره‌م ساغ ساخلارام.
اوْغلۇن جنگه گئدنده.
بوْی چینینه ساللارام

آغام ده‌ده‌م خان ده‌ده‌م
مئیداندا سلطان ده‌ده‌م.

چنانچه در ترجیع بند بالا ملاحظه می شود در اوْخشاتما سعی در توصیف قد و قامت و اخلاق متوفی است. و به خاطر همین هم چنین وصفهای ماندگار نبوده مگر اینکه دارای خصوصیت خاصی باشد. در اوْخشاتمای معمولی علاوه بر آن حرف و سخنانی که فرد داغدار احساس درونی خود را نشان می دهد در هنگام ابراز نارحتی خود به خاطر از دست رفتن عزیزی شروع به توصیف اینکه او چه بلند قد بود و چه بازو و پنجه ای داشت می کند و البته که اغراق نیز در این گفته ها به چشم خواهد خورد.

به اوْخشاتماها در دده قورقود کیتابی نیز برمی خوریم:

وای آل دۇواغێم ییه‌سی

وای آلنێم باشێم اۇمۇدۇ

وای شاه ایگیدیم

دوْیۇنجا اۆزۆنه باخمادێغێم خانێم ایگیت

هارا گئتدین،منی یالقێز قوْیۇب؛ جانێم ایگیت

گؤز آچێبان گؤردۆگۆم،

کؤنۆل وئریب، سئودیگیم

بیر یاسدێقدا باش قوْیدۇغۇم

یوْلۇندا اؤلدۆگۆم،قۇربان اوْلدۇغۇم

وای قازان خانێن ایناغێ،

وای قالێن اوْغۇزۇن ایمره‌نجیسی بئیرک

اوْخشاماها گرچه در هر مراسم عزاداری بیان می شوند ولی به تناسب مجلس بیان می شوند و در مجالس عزاداری امام حسین (ع) نیز با توجه به موضوع مرثیه و اینکه برای کدامیک از دلاوران دشت بلا خوانده می شود به تناسب آن نیز اوْخشاما بیان می شود. که به ذوق و سلیقه مداح نیز بستگی دارد. اما چنانچه قبلا" گفته شد. هر مداحی نمی تواند اوْخشاما بخواند. و دوم اینکه اوْخشاما در اوج مرثیه بیان می شود و همراه با آغلاشما و همراهی مستمعین است. مثلا" اوْخشامای زیر از زبان حضرت ابوالفضل (ع) بیان می شود:

بیلمه‌یه‌نله‌ر بیلدی گل

غم اۆره‌گیم بؤلدی گل

پرچه‌میوه صاحیب اوْل

اباالفضلین اؤلدی گل

(هرکس نمی‌دانست، خبردار شد

غم، دلم را به دو نیم کرد

پرچمت را بردار

بیا که ابوالفضلت کشته شد)

یا در بیان مصیبت حضرت زهرا (س) و مادر از بایاتی زیر استفاده می شود:

باغدان باغا گلمیشم

گۆل درماغا گلمیشم

ایتیرمیـشــم آنامـــێ

آختارماغا گلمیشــم!

در فراق عزیز از دست رفته سروده می‌شود:

کؤینه‌گین آغ ساخـــلارام

یـۇیـــارام آغ ساخــــلارام

بیرده منه قـوْناق گلسه‌ن

یۆز ایل قوْناق ساخــلارام

 

قیزیل گۆل اوْلمایایــدێ

سارالێب سوْلمایایـدێ

بیر آیرێلێـق بیر اؤلـــۆم

هئچ بیری اوْلمایایــدێ

ادامه مطلب در پست بعدی




نوع مطلب : اوخشامالار و آغلاشمالار، 
برچسب ها : اوخشامالار و آغلاشمالار،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
http://s3.picofile.com/file/7638403866/%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7.png