تبلیغات
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران - شعر - کربلا
 
هیئت متوسلین حضرت زهرا(س)بخش موران
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
سه شنبه 9 آبان 1391
شعر - کربلا

کربلا منزلگه عشاق بی سر بوده است

از ازل قلبم برایت زار و مضطر بوده است

با خودم گفتم چرا جسم تو بوی گل دهد

بوسه های خواهر تو روی پیکر بوده است

واحسینا واحسینا واحسینا واحسین

ناله های مادرت در پشت آن در بوده است

بین مقتل وقت جان دادن عزیز فاطمه

ناله هایت ناله ی ای وای مادر بوده است

ناشنیده گیر ای عشق دلم این جمله را

جای سیلی بر گل رخسار خواهر بوده است

من بنازم خطبه ی لبهای زینب را که او

خطبه هایش لایق الله اکبر بوده است



دوبیتی

این کوفه به ابلیس ارادت دارد

با مکر و فریب وحیله بیعت دارد

یک روز علی (ع) و روز دیگر زینب (س)

این شهر به سر شکستن عادت دارد



شعر - طفلان حضرت زینب (س)


بغض نگاه خسته تان، ای مسیح من

مانند سنگ؛ شیشه ی قلب مرا شكست

 دار و ندار زندگیم نذر خنده ات

غصه نخور، كه ارتش زینب هنوز هست

**

 در راه پاسداری آیین كردگار

 عمریست در كنار شما ایستاده ام

 این بچه های دست گلم را ز كودكی

 من با وضو و حبّ شما شیر داده ام

**

 سر مست باده های طهورایی توأند

 شمشیرِ دستِ هر دو شان تیز و صیقلی است

 پروانه وار منتظر اذنِ رفتنند

 رمز شروع حمله شان ذكر یا علیست

**

 ای پادشاه - تا تو رضایت دهی- ببین

 سر بند یا علی به سر خویش بسته اند

 بر فوت و فن نیزه و شمشیر واقف اند

 چون پای درس ساقی لشگر نشسته اند

**

 عباس گفته: خواهرمن! مرحبا به تو

 این مردهای كوچك تو، شیر شرزه اند

 مبهوت سبك جنگ و رجزهایشان شدم

 شاگردهای اول پرتاب نیزه اند

**

 گفتم به بچه های عزیزم كه تا ابد

غمگین زخم سینه ی یك یاس پرپرم

 تا آخرین نفس به عدو تیغ می زنید

 با نیت تلافی سیلی مادرم

**

 در آزمون صبر و محن، مادر شما

 با نمره ی قبولی تان گشت رو سپید

 در دفتر كرامت من دست حق نوشت

ای دختر شهید، شدی مادر شهید

 

وحید قاسمی

 


شعر - عاشورا


یا اخا،جانم فدای لحطه های آخرت

ناله از دل می کشیدم با نگاه پیکرت

شمر ملعون آمد و سر را بریده از قفا

مادرت زهرا شده زائر به بالای سرت

یک طرف افتاده سر امّا ببین شیبُ الخضیب

آن طرف افتاده جسم نازنین و اطهرت

من کجا،مقتل کجا،کرب و بلایت یا حسین

هر طرف دیدم حسینم، آیه های پرپرت

جان من،اهل حرم در شور و شین افتاده اند

مانده ام من با نواهای لطیف دخترت

از عطش، طفلان تشنه ،حسرت ساقی خورَند

یک صدا نجوایشان شد،خوش به حال اصغرت

ارباً اربا شد علی اکبر وَ مویت شد سپید

بر سر و سینه زدی در پیش جسم اکبرت

من چه گویم در غم هجر تو ،ای سرو رشید

تو که رفتی عاقبت بیچاره شد این خواهرت

جمله آخر وَ دیگر بس کنم این ناله را

جان زهرا،قاتلم گشته غم آب آورت



محمدمهدی عبدالهی




نوع مطلب : امام حسین(ع)، حضرت زینب(س)، 
برچسب ها : شعر - کربلا،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
http://s3.picofile.com/file/7638403866/%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7.png